(اى پيامبر!) آيا به تو شرح صدر عطا نكرديم؟
و بار سنگينات را از (دوش) تو برنداشتيم؟
آن (بار گرانى) كه براى تو كمرشكن بود
و نام تو را بلند (آوازه) گردانيديم.
پس (بدان كه) با هر سختى آسانى است.
آرى، با هر دشوارى آسانى است.
پس هر وقت (از كارى) فراغت يافتى (براى كار جديد) خود را به تعب انداز.
و با رغبت و اشتياق به سوى پروردگارت روىآور.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در سوره قبل (ضُحى) فرمود: خداوند تو را رها نكرده است: <<ما ودّعك ربّك>> در اين سوره مىفرمايد: چگونه تو را رها كرده، كسى كه بزرگترين الطاف و سرمايهها را كه شرح صدر است به تو داده است: <<ألم نشرح لك صدرك>>
«شرح صدر» به معناى گشايش سينه و بالا رفتن ظرفيّت انسان است تا بتواند ناملايمات را تحمّل كند و در مشكلات و سختىها صبر و پايدارى ورزد.
هنگامى كه خداوند حضرت موسى را به رسالت برگزيد، اولين خواسته او سعه صدر بود كه گفت: <<ربّ اشرح لى صدرى>>
پروردگارا! سعه صدر به من عطا كن. ولى پيامبر اسلام بدون درخواست مورد لطف قرار گرفت و سعه صدر را از خداوند دريافت كرد. <<الم نشرح لك صدرك>>
مراد از بار سنگين كه بر دوش پيامبر سنگينى مىكرد و خداوند با دادن شرح صدر، آن را ازدوش پيامبر برداشت، مسئوليّت رسالت و دعوت مردم به توحيد و مبارزه با فساد و شرك و خرافات است.
شرح صدر نشانه لطف ويژه الهى است: <<فمن يرد اللّه ان يهديه يشرح صدره للاسلام>>
يعنى هر كس را خداوند اراده كند هدايت يابد، روح او را براى پذيرش اسلام باز مىكند.
از نظر روانى، هنگام برخورد با مشكلات نبايد تمام ذهن متوجه آن شود، بلكه بايد به سهولتهاى پس از آن كه مورد وعده و سنت الهى است نيز توجه نمود.
عُسرها سبب يُسر است. كلمه «مَعَ» ممكن است به معناى سبب باشد، يعنى هر سختى در درون خود تجربهها و سازندگىهايى دارد. <<انّ مع العسر يسراً>>
حذف حرف فاء در جمله دوم <<فانّ مع العسر يسرا، انّ مع العسر يسرا>> بيانگر آن است كه اين اصل عمومى است و مخصوص پيامبر نيست.
رهبران حق كه در برابر طوفان مخالفتها و مشكلات و شكنجهها و تهديدها و توطئهها و تهمتها و لجاجتها و جنگها و... قرار مىگيرند بيش از هر چيز به سعه صدر نياز دارند. <<ألمنشرح لك صدرك>>
مىفرمايد: <<ألم نشرح لك صدرك>>
شرح صدرى كه به پيامبر اسلام داده شد، باعث شد تا آن حضرت در برابر آن همه آزارها، قومش را نفرين نكند و مىفرمود: «اللّهم اهد قومى فانّهم لا يعلمون»
يعنى خداوندا اين مردم را هدايت كن زيرا كه نمىدانند و در فتح مكه با اعلام عفو عمومى فرمود: <<لا تثريب عليكم اليوم>> امروز باكى بر شما نيست و همه را بخشيدم، همانگونه كه يوسف با اين جمله تمام برادرانش را يكجا عفو كرد.
خداوند، نام و ياد پيامبرش را گرامى داشته است. در قرآن، به درود و صلوات بر پيامبرش فرمان داده است: <<يا ايها الّذين آمنوا صلّوا عليه و سلّموا تسليماً>>
نام او را در بسيارى از آيات در كنار نام خودش آورد است، <<يا ايها الّذين آمنوا اطيعوا اللّه و اطيعوا الرسول>>
در اذان، شهادت به رسالت او را در كنار شهادت به وحدانيّت خودش قرار داده است. «اشهد أن لا اله الاّ اللّه و اشهد انّ محمّداً رسول اللّه» و در تشهد هر نماز، نيز اين شهادتين را تكرار كرده است.
1- سعه صدر، زمينهساز انجام برنامههاى سنگين رسالت است. <<الم نشرح... وضعنا عنك ورزك>>
2- از آينده مكتب نگران مباشيد. <<و رفعنا لك ذكرك>>
3- مبارزه با خرافات و آداب و رسوم جاهلى بسيار سنگين است. <<وزرك>>
4- كار پيامبر در حدّ كمرشكن بود. <<انقض ظهرك>>
5 - نام نيك و آبرو لازمه توفيق در رهبرى جامعه است. <<رفعنا لك ذكرك>>
6- سنّت و برنامه الهى آن است كه بدنبال هر سختى، آسانى است. <<انّ مع العسر يسرا>> (در جاى ديگر قرآن مىخوانيم: <<سيجعل اللّه بعد عُسر يسرا>>
سختىها و مشكلات زوالپذيرند و به آسانى تبديل مىشوند).
صبر و ظفر هر دو دوستان قديمند
بر اثر صبر نوبت ظفر آيد
7- انسان بايد بعد از فارغ شدن از هر كار و مسئوليّتى، آماده پذيرش مسئوليّت ديگر و تلاش و كوشش ديگر باشد. <<فاذا فرغت فانصب>>
8 - تلاشها بايد جهت الهى داشته باشد. <<الى ربّك فارغب>>
9- تلاش و كوشش بايد همراه با اخلاص باشد. <<فانصب... الى ربّك فارغب>>
10- براى توجه به خداوند بايد نهايت تلاش را بكار برد. <<فانصب - الى ربك فارغب>>
11- پيمودن راه خدا بايد عاشقانه و با رغبت باشد. <<الى ربّك فارغب>>
12- رغبتها و تمايلات تنها سزاوار اوست نه ديگران. <<الى ربّك فارغب>>
«والحمدللّه ربّ العالمين»