تبليغاتX
درهايى بسوى خــــــــــــــــــــــير

 

 

 

 

 

 

آيا تا حالا به اين كتاب آسماني فكر كرده اى

 

آيا تا حالا قرآن كريم را باز كرده اى و جلو اين كتاب آسماني نشته اى 

 

آيا تا حالا اولين برنامه صبحگاه خودرا با خواندن  قرآن شروع کرده اي

 

شايد جواب مثبت باشد .

 

ولي تا حالا عظمت اين كتاب را حس كرده ايم ،

 

اين كتاب كه اگر بر کوه نازل  میشد کوه تبدیل به آب میشد

 

 

بله این کتاب هدایتگر روز قیامت از تو دفاع خواهد کرد

 

وتورا به بهشت برین رهنمود خواهد کرد 

 

اگر................ اگر ..............  و اگر ............ 

 

 

از اهل قرآن باشی 

 

 

خداوندا ما را از اهل قرأن قرار ده 

 

خداوندا قران را شفاعتگر ما قرار  ده

 

آمین ..................آمین   ...................آمین

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 9:49  توسط سلمان  | 

 

 

از خدای خویشتن غافل مباش         غافلانه در ره باطل مباش

نفس بد را در گنه یاری مده             عمر بر باد از تبه کاری مده

در ره فسق و هوا مرکب متاز             خویش را سخره شیطان مساز

چون سفر در بیش داری زادگیر          عمر خود را سربه سر هم بادگیر

                                                          

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 6:30  توسط سلمان  | 

 

 

رمضان را از دست ندهيم

 

 

آيا تا به حال به اين فكر كرده اي كه چه موهبتي نصيب ما شده؟
آري چه موهبتي بالاتر از اينكه ما رمضان را در يافته ايم.
سلف صالح شش ماه دعا مي كردند تا خداوند آنها را به رمضان برساند و ما اكنون در اين ماه هستيم و شايد قدرش را هم ندانيم.
ما در ماهي قرار داريم كه لحظه لحظه آن از آفتاب گرانبهاتر است،‌ماهي كه در آن شب قدر وجود دارد ،‌شبي كه عبادت در آن با 83 سال عبادت برابري مي كند.
ولي بايد اين را يقين بدانيم كه اگر از حالا شروع نكنيم مطمئنا نمي تواينم شب قدر را دريابيم و خداي ناكرده آنر از دست مي دهيم.
رسول الله صلي الله و عليه و سلم مي فرمايد: در اين ماه درهاي بهشت گشوده و درهاي جهنم بسته مي شود و شياطين به غل و زنجير كشيده مي شوند.
بله شياطين جن به غل و زنجير كشيده مي شوند اما مأموريت خويش را به شياطين انس مي سپارند تا آنها بتوانند به نحو أحسن اهداف خويش رابه اتمام برسانند.
مهمترين هدفي كه شياطين در اين ماه دنبال مي كنند اتلاف و هدر دادن اين اوقات گرانبهايي است كه به ما روي آورده اند.
آري مؤمنان با عبادت به استقبال رمضان مي روند اما كانالهاي تلوزيوني با سريالهاي وقت كش و عمر ضايع كن.
مؤمنان با ذكر و نيايش به ماه رحمت روي مي آورند، ولي عياشان با برگزاري مراسم شب گذراني و لهو و لعب.
مؤمنان با روزه و قيام به استقبال ماه مغفرت مي روند ولي غافلان با برپايي مسابقات فوتبال و سرگرم كردن جوانان تا اينكه مبادا به فكر برپايي نماز تراويح و قيام بيافتند و اگر شب به رختخواب بروند ديگر ناي قيام و حتي سحري هم از آنها گرفته شود.
حقيقتا اين سؤال مطرح مي شود كه يازده ماه سال بدون هيچ برنامه و سرگرمي خاصي ولي ماه رحمت و عبادت كه روي مي كند بايد آنقدر با بازي و سرگرمي و سريال و غذاهاي رنگارنگ پر شود كه نفهميم كي از دستمان رفت. ‌اينها براي چيست؟
پس بياييم و اوقات خودمان را جدي بگيريم و اگر رمضانهاي قبل را با لهو و لعب ،‌فيلم و سريال سپري كرديم فرصت امسال خود را از دست ندهيم تا خداي ناكرده دعاي جبريل كه فرمود: « از رحمت خدا به دور باد كسي كه ماه رمضان را دريابد ولي اين ماه باعث بخشش و مغفرت گناهانش نشود»

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 14:37  توسط سلمان  | 

 

 

رمضان، راهي براى توبه، براى بازگشت

 

 

الحمد لله و الصلاة و السلام علي رسول الله و علي آله و صحبه و بعد:

بزرگترين نفعي كه انسان مي تواند در اين ماه كريم به دست بياورد توبه و بازگشت به سوي پروردگار و محاسبه نفس است.
درب توبه باز است و عطاي الهي در دسترس و فضل و بزرگواري اش هر صبح و شام در برابر ماست؛ اما كجاست آن بازگشته و كجاست آن خواهان مغفرت الهي؟

اين را خداوند گفته است:
{
بگو اي بندگان من كه بر خودتان با گناهان اسراف روا داشته ايد، از رحمت پوردگار نااميد نشويد خداوند همه گناهان را مي بخشد، اوست آمرزنده مهربان} زمر/53

اين ماه فصل توبه و مغفرت است، ماه گذشت و برگشت است، اين زماني است باارزشتر از هر زمان ديگر.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 14:36  توسط سلمان  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 23:37  توسط سلمان  | 

(اى پيامبر!) آيا به تو شرح صدر عطا نكرديم؟

 

 

و بار سنگين‏ات را از (دوش) تو برنداشتيم؟

 

 

آن (بار گرانى) كه براى تو كمرشكن بود

 

و نام تو را بلند (آوازه) گردانيديم.

  پس (بدان كه) با هر سختى آسانى است.

آرى، با هر دشوارى آسانى است.

 

 پس هر وقت (از كارى) فراغت يافتى (براى كار جديد) خود را به تعب انداز.

 

 و با رغبت و اشتياق به سوى پروردگارت روى‏آور.

 

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

 

 

در سوره قبل (ضُحى) فرمود: خداوند تو را رها نكرده است: <<ما ودّعك ربّك>> در اين سوره مى‏فرمايد: چگونه تو را رها كرده، كسى كه بزرگ‏ترين الطاف و سرمايه‏ها را كه شرح صدر است به تو داده است: <<ألم نشرح لك صدرك>>
«شرح صدر» به معناى گشايش سينه و بالا رفتن ظرفيّت انسان است تا بتواند ناملايمات را تحمّل كند و در مشكلات و سختى‏ها صبر و پايدارى ورزد.

 

هنگامى كه خداوند حضرت موسى را به رسالت برگزيد، اولين خواسته او سعه صدر بود كه گفت: <<ربّ اشرح لى صدرى>>

 

 

پروردگارا! سعه صدر به من عطا كن. ولى پيامبر اسلام بدون درخواست مورد لطف قرار گرفت و سعه صدر را از خداوند دريافت كرد. <<الم نشرح لك صدرك>>
مراد از بار سنگين كه بر دوش پيامبر سنگينى مى‏كرد و خداوند با دادن شرح صدر، آن را ازدوش پيامبر برداشت، مسئوليّت رسالت و دعوت مردم به توحيد و مبارزه با فساد و شرك و خرافات است.

شرح صدر نشانه لطف ويژه الهى است: <<فمن يرد اللّه ان يهديه يشرح صدره للاسلام>>

 يعنى هر كس را خداوند اراده كند هدايت يابد، روح او را براى پذيرش اسلام باز مى‏كند.
از نظر روانى، هنگام برخورد با مشكلات نبايد تمام ذهن متوجه آن شود، بلكه بايد به سهولت‏هاى پس از آن كه مورد وعده و سنت الهى است نيز توجه نمود.
عُسرها سبب يُسر است. كلمه «مَعَ» ممكن است به معناى سبب باشد، يعنى هر سختى در درون خود تجربه‏ها و سازندگى‏هايى دارد. <<انّ مع العسر يسراً>>
حذف حرف فاء در جمله دوم <<فانّ مع العسر يسرا، انّ مع العسر يسرا>> بيانگر آن است كه اين اصل عمومى است و مخصوص پيامبر نيست.
رهبران حق كه در برابر طوفان مخالفت‏ها و مشكلات و شكنجه‏ها و تهديدها و توطئه‏ها و تهمت‏ها و لجاجت‏ها و جنگ‏ها و... قرار مى‏گيرند بيش از هر چيز به سعه صدر نياز دارند. <<ألم‏نشرح لك صدرك>>

مى‏فرمايد: <<ألم نشرح لك صدرك>>
شرح صدرى كه به پيامبر اسلام داده شد، باعث شد تا آن حضرت در برابر آن همه آزارها، قومش را نفرين نكند و مى‏فرمود: «اللّهم اهد قومى فانّهم لا يعلمون»

 

 

  يعنى خداوندا اين مردم را هدايت كن زيرا كه نمى‏دانند و در فتح مكه با اعلام عفو عمومى فرمود: <<لا تثريب عليكم اليوم>> امروز باكى بر شما نيست و همه را بخشيدم، همانگونه كه يوسف با اين جمله تمام برادرانش را يكجا عفو كرد.

 



خداوند، نام و ياد پيامبرش را گرامى داشته است. در قرآن، به درود و صلوات بر پيامبرش فرمان داده است: <<يا ايها الّذين آمنوا صلّوا عليه و سلّموا تسليماً>>

 

نام او را در بسيارى از آيات در كنار نام خودش آورد است، <<يا ايها الّذين آمنوا اطيعوا اللّه و اطيعوا الرسول>>

 

در اذان، شهادت به رسالت او را در كنار شهادت به وحدانيّت خودش قرار داده است. «اشهد أن لا اله الاّ اللّه و اشهد انّ محمّداً رسول اللّه» و در تشهد هر نماز، نيز اين شهادتين را تكرار كرده است.

 

 

 

 

1- سعه صدر، زمينه‏ساز انجام برنامه‏هاى سنگين رسالت است. <<الم نشرح... وضعنا عنك ورزك>>
2- از آينده مكتب نگران مباشيد. <<و رفعنا لك ذكرك>>
3- مبارزه با خرافات و آداب و رسوم جاهلى بسيار سنگين است. <<وزرك>>
4- كار پيامبر در حدّ كمرشكن بود. <<انقض ظهرك>>
5 - نام نيك و آبرو لازمه توفيق در رهبرى جامعه است. <<رفعنا لك ذكرك>>
6- سنّت و برنامه الهى آن است كه بدنبال هر سختى، آسانى است. <<انّ مع العسر يسرا>> (در جاى ديگر قرآن مى‏خوانيم: <<سيجعل اللّه بعد عُسر يسرا>>

سختى‏ها و مشكلات زوال‏پذيرند و به آسانى تبديل مى‏شوند).
صبر و ظفر هر دو دوستان قديمند
بر اثر صبر نوبت ظفر آيد
7- انسان بايد بعد از فارغ شدن از هر كار و مسئوليّتى، آماده پذيرش مسئوليّت ديگر و تلاش و كوشش ديگر باشد. <<فاذا فرغت فانصب>>
8 - تلاش‏ها بايد جهت الهى داشته باشد. <<الى ربّك فارغب>>
9- تلاش و كوشش بايد همراه با اخلاص باشد. <<فانصب... الى ربّك فارغب>>
10- براى توجه به خداوند بايد نهايت تلاش را بكار برد. <<فانصب - الى ربك فارغب>>
11- پيمودن راه خدا بايد عاشقانه و با رغبت باشد. <<الى ربّك فارغب>>
12- رغبت‏ها و تمايلات تنها سزاوار اوست نه ديگران. <<الى ربّك فارغب>>

«والحمدللّه ربّ العالمين»

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 23:45  توسط سلمان  | 

 

 

 

 

 

  الله سبحانه :   در نیمه آخر هرشب به آسمان دنیا نزول میکند

              ومیفرمایید : چه کسی مرا میخواند تا اجابت کنم .

                       چه کسی خواهشی دارد تا حاجتش را برآورده کنم .

                          وچه کسی مغفرت وبخشش میطلبت تا اورا

                              ببخشم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 23:37  توسط سلمان  | 

 

 

 

1- پوشيدن لباسهاي مردانه:

 

از جمله کارهايي که براي زنان حرام است: پوشيدن هر لباسي که شکل آن مانند لباسهاي مردانه مثل پيراهن، باشد.

از دکتر شيخ صالح فوزان ـ حفظه الله ـ درباره حکم پوشيدن لباسهاي زنانه‌اي که شبيه لباسهاي مردانه است، براي زنان پرسيده شد؟

ايشان ـ حفظه الله ـ در جواب گفتند:

نبايد لباس زنانه شبيه لباس مردانه باشد، و پيامبر صلى الله عليه وسلم- زناني را که از مردان تقليد مي‌کنند، و قيافه و ظاهر مردانه به خود مي‌گيرند، لعنت کرده‌اند. تقليد کردن زن از مرد در لباس اين است که زن لباسهايي را که در عرف هر جامعه از نظر نوع و توصيفات آن به مردان اختصاص دارد، بپوشد[1].

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 23:23  توسط سلمان  | 

 

 

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 23:0  توسط سلمان  | 

 

 

 

حادثه كوبنده.

آن حادثه كوبنده چيست؟

و تو چه دانى آن حادثه كوبنده چيست؟

روزى كه مردم مانند پروانه‏ها پراكنده باشند.

پس هر كس كفّه‏هاى (عمل خيرش در) ترازويش سنگين باشد،

پس او در زندگى رضايت بخشى است.

  ولى هر كس كفّه‏هاى (كار خيرش در) ترازويش سبك باشد،

پس در آغوش آتش است.

و تو چه دانى آن چيست؟

آتشى سوزان.  

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 قارعة از «قرع» به معناى كوبيدن چيزى بر چيزى است. يكى از نام‏هاى قيامت، «قارعة» است، زيرا با صيحه‏ى كوبنده آغاز مى‏شود و عذاب آن كوبنده است.

مادر براى همه كس، مأوى و پناهگاه است، اما در آنجا مادر و پناهگاه گروهى از انسان‏ها دوزخ است.
هاوية  از «هَوى‏» به معناى سقوط است و دوزخ، محلّ سقوط گروهى است.

 

حامية از «حَمى‏» به معناى شدّت حرارت است.
كوه‏هاى رنگارنگ در اثر قطعه قطعه شدن و خورد و خاك شدن، مثل پشم زده مى‏شوند. <<كالعهن المنفوش>> «منفوش» از «نفش» به معناى باز كردن و كشيدن پشم است تا آنجا كه اجزاى آن از هم بگسلد.

 

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

1- قيامت، كوبنده مستكبران و روحيه‏هاى متكبّرانه است. <<القارعة ما القارعة>>
2- قيامت فراتر از فكر بشر است. حتى پيامبر بدون بيان الهى از آن خبر ندارد. <<و ما ادراك ما القارعة>>
3- قيامت روز تحيّر و سرگردانى بشر است. <<كالفراش المبثوث>>
4- بهشت را به بها دهند نه بهانه. <<من ثقلت موازينه فهو فى عيشة راضية>>
5 - زندگىِ سراسر شاد، مخصوص قيامت است. زيرا در دنيا در كنار كاميابى‏ها، دغدغه بيمارى، سرقت، حسادت، از دست دادن و گذرا بودن هست. <<عيشة راضية>>
6- رضايت از زندگى، از نشانه‏هاى جامعه بهشتى است. <<فهو فى عيشة راضية>>
7- مبناى كيفر و پاداش، عمل است كه با ترازوى عدل سنجيده مى‏شود. <<ثقلت موازينه... خفّت موازينه>>

«والحمدللّه ربّ العالمين»

 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 12:48  توسط سلمان  |